تبلیغات
موسیقی - منشأ موسیقی:
 
موسیقی
صفحه نخست                         * ستاره ای برای همه *              موزیک ایرانی                تبادل لینک
درباره وبلاگ


دف به کف آورد و کف بر دف نهاد
کف به دف کوبید و جان بر کف نهاد

مدیر وبلاگ : معین الدین صادق زاده نایینی

پیدایش موسیقی و منشأ آن، همواره یكی از دل ‌مشغولی‌های محققین از كهن تا حال بوده است و در این باره نظرهایی عالمانه و گاه توأم با افسانه آمده است.
در كتاب ”مبانی اتنوموزیكولوژی“، مرحوم دكتر محمدتقی مسعودیه چنین آورده‌اند:
”در زمینه‌ی پیدایش یا مراحل ابتدایی موسیقی، چندین نظریه كه در مجموع فرضیاتی بیش نیستند، ارائه شده است. مهم‌ترین این نظریات بدین قرارند:


الف) تحت تأثیر عقاید داروین (1809 تا 1899) فرضیه‌ای وجود دارد كه پیدایش آواز را در علائق جنسی و ارضاء این علائق عنوان می‌كند. مثلاً پرندگان به منظور ارضای علائق جنسی از خواندن استفاده می‌كنند. خواندن بدین منظور خود مرحله‌ی تكامل بدوی موسیقی را تشكیل می‌دهد. ایرادی كه به این نظریه وارد است، این است كه خواندن پرندگان منحصراً به دوران ارضای علائق جنسی آن ها محدود نمی‌شود، بلكه با زمان‌های دیگر نیز ارتباط دارد.
ب) فرضیه دوم عقیده دارد كه آواز انسان چیزی جز تبعیت از آواز پرندگان نیست. در ردِ این فرضیه لازم به یادآوری است كه آواز نزد هیچ‌یك از قبایل بدوی دنیا، دقیقاً به خواندن پرندگان شباهت ندارد. گرچه در برخی از آوازها از جمله آواز قبایلی كه از طریق شكار زندگی می‌كنند، تقلید از خواندن حیوانات مشهود است، با وجود این هرگاه این قبایل در ارتباط با سحر و جادوگری و به منظور طرد حیوان به‌خصوص، صدای او را به صورت ماسكه تقلید می‌كنند، چنین تقلیدی آگاهانه صورت می‌پذیرد.
ج) كارل بوشر (Karl Bucher) معتقد است كه موسیقی در اثر تحركات موزون، خصوصاً موقع كار كردن، تكامل یافته است. این فرضیه به نام تئوری ریتمی معروف است. بی‌شك ریتم یكی از عوامل عمده‌ی موسیقی است. و لی نمی‌توان آن را به عنوان تنها عامل تكامل دهنده‌ی موسیقی به حساب آورد. مسلماً موسیقی به كار كردن گروهی سهولت می‌بخشد. مع‌هذا قبایل بدوی به طور گروهی كار نمی‌كنند، حتی امروز تعداد ملودی‌های مخصوص كار كردن نزد این قبایل محدوداند.
د) موسیقی بازتاب ارضاء فعل و انفعالات روحی و جسمانی شخص است. فعل و انفعالات درونی شخص موجب نمایشات یا تظاهرات صوتی می‌شوند. ولی این نمایشات، معمولاً به صورت فریاد ظاهر می‌شوند، به نحوی كه فاقد خصایص موسیقی ‌اند. اگر هم خواندن یك ترانه باعث ارضاء فعل و انفعالات درونی شخص گردد، در این جا موسیقی مرحله‌ی تكامل یافته‌ای را داراست و نه ابتدایی.
ه) آواز كودكان كه به طور غریزی و ناخودآگاه ارائه می‌شود، اولین مراحل شكل‌گیری ملودی است. لازم است خاطرنشان گردد كه آواز كودكان از صوت بزرگسالان یا موسیقی سازی متأثر است. زمان زیادی لازم است تا كودك بتواند توالی اصوات ملودی را تكرار نموده و نهایتاً صوت به صورت ملودی شكل گیرد. به‌عكس ممكن است، ادعا شود كه بزرگسالان از آواز غریزی كودك تبعیت می‌نمایند، اما در این‌جا هم این تبعیت تحت كنترل آگاهانه‌ی صدای فردی صورت می‌پذیرد.
و) زبان زیر بنای هر نوع موسیقی را تشكیل می‌‌دهد. زبان گاهی حاوی اصواتی است كه زیر و بم آن‌ها قابل تشخیص است. زبان خود می‌تواند به صورت نوعی ملودی ارائه گردد. از جمله زبان تعداد زیادی از قبایل آفریقا و چین. مع‌هذا، قواعد تشكل ملودی و زبان كاملا متفاوتند. ملودی در زبان‌هایی كه از خصوصیات ملودی برخوردارند، پیوسته ویژگی‌های زبان را مد نظر دارد. ضمناً برای اثبات این نظریه، لازم است قدیمی‌ترین مراحل تكامل فرهنگ بشری روشن گردد.
ز) فرضیه‌ی كه بیش از همه می‌تواند مقرون به واقعیت باشد، بر این عقیده مبتنی است كه پیدایش موسیقی ناشی از اعلام است كه افراد در فاصله دور نسبت به هم به كار می برند. امروز هم اعلام، بخصوص نزد قبایلی كه از طریق شكار زندگی می كنند، كماكان رواج دارد. این اعلام اكثراً به صورت نوعی آواز ظاهر می‌شود.
ح) صوت با دارا بودن زیر و بمی مشخص و تثبیت شده، در مراحل ابتدایی تفهیم بین افراد وجود نداشته است. اصوات حاصل بدین منظور همانند فریاد، شیون یا خرناس ظاهر می‌شده‌اند. بدین ترتیب صوت، هم كیفیت موسیقی و هم زبان را دارا بوده است. از اینجا است كه زبان و موسیقی تكامل می‌یابند. این فرضیه در چگونگی پیدایش موسیقی سه مرحله قایل است. مرحله اول: تفهیم به صورت عدم تمایز بین زبان و موسیقی. مرحله دوم: تفهیم به صورت تمایز بین زبان و موسیقی. مرحله سوم: تكامل سبك‌های مختلف موسیقی.“


دكتر مهدی فروغ نیز نظر خود را درباره‌ی منشأ موسیقی این‌گونه بیان می‌دارند:
” تردیدی نیست كه در بین هنرهای هفتگانه، موسیقی موثرترین و گویاترین وسیله برای بیان عواطف و تمنیات درونی آدمی است. از این رو تاریخ پیدایش آن را با تاریخ ظهور انسان، انسان صاحب احساس، باید یكی دانست. بسیاری از دانشمندان اختراع موسیقی را به درستی، بر تاریخ اختراع كلام ملفوظ مقدم دانسته‌اند و چنین استدلال می‌كنند كه بشر از همان آغاز آفرینش برای بیان و توصیف تأثرات و حالات مختلف روحی خود مانند شوق و هیجان، جذبه و نیاز، اندوه و سرور و نظایر آن، كه همه جلوه‌های گوناگون عشق و تمنا و آرزوست، پیش از اختراع كلام ملفوظ، خود را به موسیقی نیازمند یافته و به آهنگ صدای خویش توسل جسته، زیرا موسیقی آواز طبیعی‌ترین و آماده‌ترین وسیله برای اظهار و توصیف این حالات بوده‌است.“
لئوپلد دوفن (Leopold Douphinn) در كتاب خود «انتولوژی كوچك» كه برای معلمین موسیقی نگاشته، درباره پیشینه‌ی موسیقی می‌گوید: ”ریشه موسیقی به عهد كهن ارتباط دارد. موسیقی صوتی با سخن به وجود آمده است. در واقع همان روزی كه انسان توانست برای نخستین بار خوشی‌ها و رنجی‌های خود را با صدا نمایش دهد، مبدأ موسیقی به شمار می‌رود.“

عده‌ای نیز از دیرباز تا به امروز منشأ این هنر را ایزدی، الهی و آسمانی می‌دانند:
”چون حق سبحانه و تعالی، خلق آدم علیه‌السلام كرد و روح در بدن او درآمد و نبض آدم علیه‌السلام، در حركت آمد. و صوت، خود لازم او بود و چون ازمنه‌ای كه در مابین حركات نبض است، متساوی بود، لاجرم صوت و اصول ایقاعی در وجود مبارك آدم علیه‌السلام موجود شد.“
حبشی‌‌ها نیز چنین عقیده دارند:
”آنان نیز خدایی دارند به صورت كبوتر كه به زعم آنان این خداوند، خواندن و نوشتن را به آنان آموخته و موسیقی را به آنان ارزانی داشته است.“

”مخبر‌السلطنه“ در كتاب ”مَجمَعُ‌الاَدوار“ می‌نویسد:
”نزد هر یك از ملل باستانی موسیقی فنی شریف بوده‌است و تتَّبُع آن را به انبیاء و حكمای خود نسبت داده‌اند چنان‌ كه داوود را به آواز ستوده‌اند و مزامیر، بابی از تورات است. یونانیان آپولو پسر ژوپیتر [Jupiter] را كه مَوز‌ها [Muse] خدمه‌ی وی بوده‌اند، مبدِع موسیقی می‌دانند. هندیان برهما را؛ و اختراع وینا ، ساز ملی خود را به فرزند وی «نارِد» منسوب می‌دارند. فیثاغورثیان بر آن بودند كه موسیقی مقتبس از الحان افلاك است كه از آن به هارمونی افلاك تعبیر می‌كردند و حتی بین ابعاد افلاك و ابعاد نغمات اثبات تناسب می‌كردند.“

در كتاب ”مبانی اتنوموزیكولوژی“ می‌خوانیم:
 ”موسیقی هند هنری الهی است. برای هندی‌های متدین، موسیقی به هیچ وجه جنبه‌ی تفنن ندارد و جزء فرایض مذهبی آن‌ها به‌شمار می‌آید. دیدگاه‌های فلسفی هند، ذات الهی را چیزی جز صوت موسیقی برداشت نمی‌كنند. بر اساس اولین ارتعاشات صوتی است كه حیات تكوین می‌یابد. در سانسكریت صوت بر دو نوع است، یكی صوت غیرقابل شنوایی و دیگری صوت قابل شنوایی. صوت غیرقابل شنوایی می‌تواند با ریاضت قابل استماع گردد. اصولاً اسم هر موجود، صوتی است ناشی از نیرو‌های محرك و شكل‌دهنده‌ی او و با این نیروها كاملاً منطبق است. مفهوم برهما خود معنی نیروی سحرآمیز، گفتار مقدس و سرود را دارا است.“

در كتاب ”عرفان و موسیقی“ می‌خوانیم كه:
”وقتی رَبُ‌العِزه، روح را هبوط می‌دهد تا در جسم شود، روح نمی‌پذیرد از نهایت لطافت كه دارد. پس خداوند ملائك مقرب را به نواختن تنبور می‌دارد ـ در دلِ جسم ـ و روح به هوای شنیدن ذكر به جسم در می‌آید و ملائك می‌روند و او در جسم باقی می‌ماند، محسور، تا سیركمال كند و پیدا كند آن گنج مخفی را و از جنس آن گنج شود.“

و عده‌ای نیز منشأ این هنر را به اساطیر، اسطوره‌ها و افسانه‌ها پیوند زده‌اند:
”متقدمان اختراع موسیقی را به فیثاغورث نسبت داده، افسانه‌هایی درباره او نقل كرده‌اند و عقیده داشته‌اند كه روح وی بر اثر تزكیه و ریاضت به عالم بالا انتقال یافته، آواز مطبوعی از جهان افلاك شنیده، در خاطر خودش نقش داده، سپس از كله‌ای پوسیده كه در صحرا دیده، با بستن وتری اصوات فلكی استخراج كرده، به ساختن «رود» نایل آمده است .“
و نویسنده در جایی دیگر می‌نویسد:
”به عقیده عوفی در جوامع‌الحكایات، نوای چكاوك نخستین نغمه‌ای است كه بشر استخراج كرده است، همچنین گویند فیثاغورث موسیقی را از آواز ققنوس گرفته است .“
 
در رساله ”علم موسیقی“ می خوانیم:
”پوشیده نماند كه اول كسی كه این علم از او آشكار شد فیثاغورث حكیم بود. بعضی نوشته‌اند كه روزی در كنار دریای یونان سیر می‌كرد و جمعی از آهنگران نیز به كاری مشغول بودند، آواز مِطرق‌های ایشان كه به یكبار با یكدیگر آمیخته‌ می‌شد، در گوش او غریب نمود و اختلاف آن صداها كه یك‌بار با هم شنوده می‌شد او را به خیال انداخت كه در نسبت و مناسبت آوازها با یكدیگر فكر كند، و اول نسبت‌ها را به قوّت فكر پیدا كرد و بعد از آن آهسته آهسته دیگر فوائد و زواید بر آن افزود تا علم را به كمال رسانید. اما این نقل بیش از حكایت و افسانه نیست و نقل صحیح كه در اكثر كتاب‌ها تصریح كرده‌اند آن است كه فیثاغورث این علم را از حضرت سلیمان نبی آموخت و ایشان از پدر بزرگوار خود حضرت داوود پیغمبر فرا گرفته.“
 
چینی‌ها نیز عقیده دارند:
”پادشاه مقتدری به نام هائونگ‌تی (Haong_ti) فرمان داد تا موسیقی را اختراع كنند و چهچهه‌ی مرغان و زمزمه‌ی جویباران را سرمشق دانایان و خردمندان كشور خویش قرار داد.“
روایت‌های باستانی یا اساطیر، سرآغاز موسیقی را به روزگاران بسیار دور می‌رسانند. ” مثلاً در عرب، سرودن نخستین آواز را به جبل (Jubal) فرزند قین (Qainـ قابیل)، نسبت می‌دهند كه در مرگ آبل (Abel ـ هابیل) خوانده است.“





نوع مطلب : مطلب، 
برچسب ها :
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
   
بک لینک طراحی سایت